بازم من

بعدا نوشت : ما بالاخره دهم شدیما . کلی بچه معروف شدیم . وبلاگمون شد دهمین وبلاگ برتر کودکان .زبان

سلام خاله جونهایی که به من لطف کردین و کلی بهم تبریک گفتین و برام کامنت گذاشتین . نی نی هاتون رو هم ببوسین . من این چند وقته کلی کارهای جدید می کنم و هر بار مامانم رو شگفت زده می کنم .تعجب

مثلا جدیدا به مامان می گم مامی . البته مهسا هم که جای خود داره . یادگرفتم تا یکی می خواد بره بیرون می دوام که تیکه پارچه ای لباسی چیزی پیدا می کنم می ندازم سرم و با همه بای بای می کنم می رم دم در که برم ددر .بای بای

پریشب مسن (محسن) زنگ زد برامون آیس پک بیارن . بعد وقتی زنگ در رو زدن من دویدم دم در و هی می گفتم بسنی /baseni/ (بستنی)  بعد وقتی بابام داشت پولش رو می داد انقدر بالاپایین پریدم و بسنی بسنی کردم که آقاهه یه نگاهی بهم کرد و گفت : عموخب برات آوردم دیگه . بعد هم تند تند بای بای کردم و در رو زدم بهم که زودتر بیایم و بسنی بخوریم . و کلی آبروی مامان بابا رو بردم .خجالت

جدیدا تا گرسنه ام می شه میرم تفون و منوی رستوران رو میارم میدم به بابا و می گم : تفون آگا ایو سرام کاباب ! /tefoon aga ayo saram kababa/ (تلفن آقا الو سلام کباب) می دونید که یعنی چی ؟ یعنی بابا تلفن بزن به آقا بگو الو سلام برای ما کباب بیارین . خب این جوری می شه که مامانم جلوی همه آبروش میره که کم تو خونه غذا درست می کنه . نیشخند

یاد گرفتم هی ساعت می پرسم . چم رو به حالتی که انگار ساعت دستمه نشون می دم و می گم : چنه /chane/ (چنده؟) و بعد وقتی مامان بهم جواب می ده می گم بخر . آخه فکر می کنم این چنه با اون چنه (قیمت کردن) یکیه . اما به هر حال مخ مامانم رو میارم پایین چون هر 10 ثانیه یه بار می پرسم چنه .

یک چیزی یاد گرفتم که هر وقت می گم کلی همه بغلم می کنن و فشارم می دن و ماچم می کنن . مامانم (یا هر کس دیگه ای) می گه : کورشِ ؟ و من هم می گم : جبااص /jabba as/ (جباره اصل) . جباره اصل فامیلی ام هستش دیگه .عینک

هر وقت غذایی می خورم بعد از غذا دستام رو می گیرم بالا و می گم شکر . بعد هم می گم : دستت درد ن... /dastet dard naeee/ (دستت در نکنه) . نکنه رو نمی تونم درست بگم و فقط ن رو می گم و بقیه اش رو یه جورایی قورت می دم . بغل

شبها مثل یه پسر خوب خودم به مامانم می گم بزارتم توی تختم و می رم می خوابم . البته کتاب گصه قبل از خواب فراموش نمی شه .  آخه من گصه خیلی دوست دارم . شب بئر (شب بخیر) هم می گم . تازه دیگه مثل قبلا شیشه نمی خورم خیلی کمتر شده اما می می هنوز سرجاشه . دلقک

هر چیزی دستم بیاد بر میدارم و پرت می کنم رو به هوا بعد می خندم و می گم :آف فی این /af fy yyn/ (آفرین) . کلی در طول روز خودمو تشویق می کنم  . تشویق

آهان اینم بگم که عشق پلی استیشن کشتتم  . یه خنده هایی می کنم که مامانم می ترسه الان از ذوق بترکم . آخه مامانم برای تولد بابام براش پلی استیشن خریده . آخه بابام آرزو داشت یه دونه پلی استیشن داشته باشه .

اون کلمه بده بود می گفتم (گمشو) هنوز می گما ولی خیلی کم شده . گاهی اصلا نمی گم مگر اینکه یه جایی یادم بیافته . شیطان

خب آخه من خیلی پسر خوبیم .


/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان امیرعلی

سلام اینقدر بامزه و زیبا از زبون پسر کوچولوتون نوشته بودی که کلی کیف کردم و لذت بردم [ماچ] خدا حفظش کنه . قدر این لحظات رو حسابی بدون که یه روزی وقتی بزرگ بشه دلت برای این روزها حسابی تنگ میشه راستی دهم شدنتون هم مبارک [گل] منم نمی دونستم که آیس پک رو میارن دم خونه [نیشخند] چه جالب پاینده و زنده باشی

مرجان (مامان بردیا)

سلام عجب از این طرفها [قلب] راستی مگه آیس پک سرویس داره برای خونه ها ؟ ما که نمی دونستیم آخه ما هم مثل شما تنها مشتری آیس پک تو این زمستونی هستیم [ماچ][گل]

سمیه(ستاره طلایی)

حسابی واسه خودت آقا و بزرگ شدیها مرد دهم وبلاگستان[دست][بغل][بغل] اون قضیه کباب خیلی بانمک بود ... معلوم شد که مامان مهسا هم عین من تنبله[چشمک][ماچ]

هاله مامان ارشیا

آفرین عزیزم تبریک میگم[ماچ][ماچ][ماچ]انشالله همیشه اول باشی[قلب]خصوصی[گل]

مامان سارا

سلام سلام كجايي چرا نمي آيي خبري ازت نيست[چشمک]

آیدا مسروری

ایس پک رو هستم [نیشخند][چشمک][خنده] خیلی حال میده خداییش[زبان] آخ حال میکنم مهسا مجبوره هر دو ثانیه یه بار ساعت رو اعلام کنه[قهقهه][خنده]

فرناز

سلام خانومی آفرینننننننن تبریک . ایشالله دفعه های بعدی اول میشین. منم آیس پک میخوام برام بیارن!!!

عسل مامان ملیسا

سلام مهسا جون وبلاگت عالیه و کوروش جون خیلی نازه! آیس پک نوشه جونش![نیشخند][نیشخند][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب]